بسط دادن /bæst dɒːdæn/ Adjective

English
elaborate
日本語
精巧な / 詳しく述べる

Example

  • سیستم امنیتی شرکت، سیستمی **مُتقَن** است. (پیچیده / پُرجزئیات / پُرپیچ‌وخم)
  • The company has an elaborate security system.
  • در اینجا «مُتقَن» حس استحکام و طراحی دقیق را می‌رساند.