متحد شدن /mottaˈhed ʃodæn/ VerbEnglishunite日本語団結Exampleاحزاب مخالف [همپیمان شدند] تا قانون جدید را به چالش بکشند.The opposition parties united to challenge the new law.استفاده از 'همپیمان شدن' حس یک اتحاد سیاسی قوی را منتقل میکند.