نقاشی /næɢɢɒːˈʃiː/ NounEnglishpainting日本語絵画Exampleاو تابلوی نقاشی را بالای شومینه آویزان کرد.She hung the painting above the fireplace.استفاده از «تابلو» برای اشاره به اثر فیزیکی رایج است.