نگه داشتن /neɡæh dɒːʃtæn/ VerbEnglishhold日本語持つ / 保つExampleاو یک جعبه بزرگ را نگه میداشت (نگه داشتن / داشتن / حفظ کردن) — او یک جعبه بزرگ در دست داشت.She was holding a large box.در اینجا «نگه داشتن» بر عمل فیزیکی تأکید دارد.