خاموش /xɒːmuːʃ/ Adverb

English
off
日本語
切る

Example

  • برق در طوفان [خاموش شد]؛ همه چیز ساکت شد.
  • He had his beard shaved off.
  • استفاده از فعل «خاموش شدن» برای برق رایج است.