توزیع /toziːʕ/ Noun

English
distribution
日本語
流通 / 配信

Example

  • آن‌ها پراکندگیِ جغرافیاییِ بیماری را بررسی کردند. (بررسیِ پراکندگیِ)
  • They studied the geographical distribution of the disease.
  • پراکندگی بار معناییِ مکانی دارد.