رشته /reʃte/ Noun

English
strand
日本語
糸 (Ito)

Example

  • او یک رشته‌یِ پشمِ شلِ ژاکتش را کشید. (رشته / تار / سیم) — او به یک تار پشمی شل در ژاکتش دست زد.
  • He pulled at a loose strand of wool in his sweater.
  • استفاده از 'رشته' برای نخ و پشم رایج‌تر است.