ردیف / جر و بحث /ræd.iːf/ Noun

English
row
日本語
列 / 口論

Example

  • صندلی‌ها در **ردیفِ** منظم چیده شده‌اند.
  • The seats are arranged in rows.
  • استفاده از 'ردیف' برای چیدمان فیزیکی رایج است.