رو به وخامت گذاشتن /ruː be vexhɒːˈmæt gozɒːʃˈtæn/ Verb

English
deteriorate
日本語
悪化する

Example

  • سلامتی او پس از عمل جراحی به سرعت رو به زوال نهاد. (تنزل یافتن / وخیم‌تر شدن / فرسوده شدن)
  • Her health deteriorated rapidly after the surgery.
  • استفاده از 'رو به زوال نهادن' برای وضعیت‌های حیاتی بسیار فاخر است.