سفر اکتشافی /sæfæɾ-e-ektɛʃɒːfiː/ Noun

English
expedition
日本語
遠征

Example

  • گروه برنامه‌ریزی کرده است تا **سفر اکتشافی** به قله کی۲ داشته باشد.
  • The team is planning an expedition to the summit of K2.
  • تأکید بر برنامه‌ریزی دقیق برای رسیدن به هدف.