عریان /oɾjɒːn/ AdjectiveEnglishstark日本語殺風景なExampleنویسنده تصویری **صریح** از زندگی در اردوگاه زندانیان **ترسیم میکند**.The author paints a stark picture of life in a prison camp.استفاده از «ترسیم کردن» به جای «نقاشی کردن» برای لحن مدرنتر.