سرمایه‌گذار /særmɒːjɛɡɒːzɒːr/ Noun

English
investor
日本語
投資家

Example

  • سرمایه‌گذاران خُرد معمولاً اولین کسانی هستند که هنگام سقوط بازار، وحشت‌زده می‌شوند.
  • Small investors are often the first to panic during a market crash.
  • تأکید بر آسیب‌پذیری سرمایه‌گذاران کوچک در برابر نوسانات.