متشکل بودن /motæʃækkel buːdæn/ Verb

English
comprise
日本語
構成する

Example

  • مجموعهٔ این آثار هنری، سیصد و بیست و هفت تابلوی نایاب را شامل می‌شود.
  • The collection comprises 327 rare paintings.
  • استفاده از «شامل شدن» در اینجا کاملاً طبیعی و رایج است.