سوءاستفاده /suː.estefɒːde/ Noun

English
abuse
日本語
虐待 / 悪用

Example

  • گزارش، سوءاستفاده از منابع شرکت را مستند کرد.
  • The report documented the abuse of company resources.
  • در اینجا «سوءاستفاده» بار مالی و مدیریتی دارد.