سوخت /suːxt/ Noun

English
fuel
日本語
燃料

Example

  • هواپیما از کمبود سوخت جت [بنزین / مادهٔ انرژی‌زا / مادهٔ احتراقی] رنج می‌برد.
  • The plane was low on jet fuel.
  • در اینجا «سوخت» کاملاً رایج است.