شناور بودن /ʃenɒːvɑːr buːdæn/ فعل

English
drift
日本語
漂う

Example

  • ابرها در آسمانِ شامگاه به آرامی [سُر می‌خوردند].
  • Clouds drifted across the evening sky.
  • استفاده از 'سُر خوردن' حس حرکت نرم و بدون تلاش را منتقل می‌کند.