استاندارد /estɑːndɑːrd/ Adjective

English
standard
日本語
標準

Example

  • این رویه‌ی «معیاری» (متداول / رایج) برای رسیدگی به شکایات مشتریان است.
  • This is the standard procedure for handling customer complaints.
  • در اینجا «معیاری» حس ثبات و پذیرش عمومی را منتقل می‌کند.