تحقیق /tæhɢiːɢ/ NounEnglishinvestigation日本語調査Exampleپلیس، «تحقیق» قتل را آغاز کرد. (آغازِ کاوش / پیگیری / جستجو)The police launched a murder investigation.در اینجا «تحقیق» بار حقوقی و رسمی دارد.