تحریف کردن /tæhriːf kær dæn/ VerbEnglishdistort日本語歪めるExampleگرمای شدید، افق را «تحریف کرده بود».The heat haze distorted the horizon.استفاده از تحریف برای پدیدههای بصری، بسیار شاعرانه است.