تکلیف /tæklif/ NounEnglishassignment日本語課題Exampleدانشآموزان موظفاند تمام **تکالیف** خانگی را انجام دهند.Students are required to complete all homework assignments.در اینجا 'تکلیف' بار معنایی مدرسه و اجبار دارد.