به‌رسمیت‌شناسی /be-ɾæs-miː-t-ʃenɒːsiː/ Noun

English
recognition
日本語
認識

Example

  • هیچ اثری از **به رسمیت شناختن** در چشمانش دیده نمی‌شد.
  • There was no sign of recognition in his eyes.
  • اینجا منظور درک متقابل یا توجه است.