نوجوان /nowdʒævɒːn/ NounEnglishteens日本語10代Exampleاو نوشتن شعر را در **سالهای نوجوانیاش** آغاز کرد.She began writing poetry in her teens.استفاده از «سالهای نوجوانی» بسیار رایج و گرم است.