واقعی /vɒːɢeˈjiː/ Adjective

English
real
日本語
本物

Example

  • خطرِ واقعیِ سیل در این منطقه وجود دارد.
  • There is a real risk of flooding in this area.
  • استفاده از «واقعی» برای شدت بخشیدن به اسم.