متخصص /motæxæssæs/ NounEnglishpractitioner한국어실무자Exampleدندانپزشکِ **اهلِ عمل** طرح درمانی جدیدی را توصیه کرد.The dental practitioner recommended a new treatment plan.استفاده از «اهلِ عمل» بارِ تجربه و مهارت را میرساند.