انگشت پا /ænɡoʃt-e pɒː/ NounEnglishtoe한국어발가락Exampleاو انگشتان پایش را در شن تکان داد.She wiggled her toes in the sand.فعل «تکان دادن» برای حرکتهای کوچک بسیار مناسب است.