تخت (Flat) /tæxt/ Noun
- English
- flat
- 한국어
- 평평하다
Example
- آنها در حال اجارهٔ یک آپارتمانِ (واحدِ / خانهٔ کوچکِ / منزلِ) مبله در طبقهٔ سوم هستند.
- They're renting a furnished flat on the third floor.
- در ایران، «آپارتمان» رایجترین واژه است و «فلت» کمتر شنیده میشود.