ارزیابی /ærziːjɒːbiː/ NounEnglishassessment한국어평가Exampleارزیابیِ دقیقِ ریسکهای موجود، کارِ ما را سخت کرد.A detailed assessment of the risks involved.استفاده از 'ارزیابی' برای ریسک، بسیار رایج و حرفهای است.