نفوذ /nofuːz/ Noun

English
influence
한국어
영향력

Example

  • آثارِ اولیهٔ او، سایهٔ سزان را بر خود دارند — از: آثار اولیهٔ او، **اثرِ** سزان را بر خود دارند.
  • His early work shows the influence of Cézanne.
  • در اینجا 'اثر' بار هنری و زیبایی‌شناختی دارد.