عصر /æsɾ/ NounEnglishevening한국어저녁Exampleما از یک عصرگاهِ آرام در خانه لذت بردیم (لذت بردیم / بهرهمند شدیم / چشیدیم) از یک عصرگاهِ آرام در خانه.We enjoyed a quiet evening at home.عصرگاه در فرهنگ ایرانی با آرامش و دورهمیهای کوچک پیوند دارد.