متهم کردن /motæhːæm kær dæn/ Verb
- English
- accuse
- 한국어
- 비난하다
Example
- پلیس به او اتهامِ دزدی زدن (اتهام زدن / متهم کردن / سرزنش کردن) — The police accused him of theft.
- The police accused him of theft.
- در فارسی، حرف اضافه 'به' برای مفعول غیرمستقیم (شخص متهمشونده) ضروری است.