قدیمی /ɢædiːmiː/ AdjectiveEnglishold-fashioned한국어구식의Exampleلباسهای او رنگ و بویِ **از مُد افتاده** داشت. — او لباسهایی میپوشید که دیگر مُد نبودند.She wears old-fashioned clothes.استفاده از «رنگ و بو» حس گرم و شاعرانهای به کهنگی میدهد.