تضاد /tæzɒːd/ NounEnglishclash한국어충돌Exampleبرخوردِ خشونتآمیزِ میانِ هواداران بیرون ورزشگاه شکل گرفت.Violent clashes erupted outside the stadium.استفاده از 'برخورد' برای درگیری فیزیکی رایج است.