مفت /moft/ NounEnglishbargain한국어득템Exampleمن چند تا خرید به صرفه [معاملهی خوب / خرید ارزان / صرفه] در حراج پیدا کردم.I picked up a few good bargains in the sale.استفاده از 'پیدا کردن' (یافتن) برای خرید خوب رایج است.