به سرپرستی گرفتن /be sær-pæræstiː ɡereftan/ Verb

English
adopt
한국어
입양하다

Example

  • آن‌ها پس از سال‌ها انتظار، تصمیم گرفتند کودکی را به فرزندی [برگزینند].
  • They decided to adopt a child after years of waiting.
  • برای فرزند، همیشه از ساختار «به فرزندی پذیرفتن» استفاده می‌شود.