اغلب /ɒɢlæb/ Adverb

English
frequently
한국어
자주

Example

  • اتوبوس‌ها مکرراً میان شهر و فرودگاه در حرکت‌اند. (بارها / پی‌درپی)
  • Buses run frequently between the city and the airport.
  • بارها در اینجا بار معنایی تکرار منظم دارد.