سرشناس /sær.ʃe.nɒːs/ AdjectiveEnglishhigh-profile한국어세간의 주목을 받는Exampleشرکت، یک ادغامِ [برجسته] را سال گذشته مدیریت کرد.The firm handled a high-profile merger last year.استفاده از «برجسته» برای رویدادهای مهم تجاری بسیار رایج است.