باور راسخ /bɒːvære rɒːsex/ Noun

English
conviction
한국어
신념 (Conviction)

Example

  • شواهد به اندازه‌ای کافی بود که **حکمِ محکومیت** را قطعی کند.
  • The evidence was sufficient to secure a conviction.
  • در اینجا، 'حکم محکومیت' معادل حقوقی conviction است.