تأمل /tæʔɒmol/ NounEnglishreflection한국어성찰Exampleاو بازتابِ [بازتاب / انعکاس / تأمل] خود را در شیشه مغازه بررسی کرد.She checked her reflection in the shop window.در اینجا 'بازتاب' برای تصویر فیزیکی استفاده شده است.