بازیابی /bɒːjɒːbiː/ VerbEnglishretrieve한국어되찾다Exampleاو خم شد تا شانهٔ افتادهاش را از روی زمین **بازیافت*.*She bent to retrieve her comb from the floor.در اینجا، 'بازیافتن' حس صمیمیت و نزدیکی به شیء را منتقل میکند.