هر /hær/ PrepositionEnglishper한국어~당Exampleبلیتها پنجاه دلار «به ازای هر» نفر است. (به ازای هر / فی / هر یک) — این عبارت رایجترین شکل انتقال مفهوم است.The tickets are fifty dollars per person.در فارسی مدرن، «به ازای هر» رایجترین معادل است.