بیدار شدن /biːdɒːr ʃodæn/ Verb

English
wake
한국어
깨다

Example

  • من همیشه صبح‌های تابستان زود [برخاستن / بیدار شدن / هوشیار شدن] می‌شوم.
  • I always wake early in the summer.
  • استفاده از «برخاستن» کمی ادبی‌تر است.