بیمار /biːmɒːɾ/ Noun

English
patient
한국어
환자

Example

  • پزشک با دقت حالِ **بیمار** را بررسی کرد.
  • The doctor examined the patient carefully.
  • بیمار (بیمار / مریض / درمان‌جو) در اینجا مفعول مستقیم است.