بمب /bomb/ Noun

English
bomb
한국어
폭탄

Example

  • نیروهای امنیتی با موفقیت بمب را پیش از انفجار خنثی کردند.
  • The police defused the bomb before it could go off.
  • خنثی کردن (Defuse) یک هم‌آیند قوی است.