بنیادی /bonyɒːdiː/ Adjective

English
fundamental
한국어
근본적인

Example

  • اصولِ بنیادیِ روش علمی را باید درک کرد. (درکِ اصولِ اساسی)
  • The fundamental principles of the scientific method.
  • بنیادی در اینجا به معنای زیربنایی و پایه‌ای است.