مجبور بودن /mædʒbuːr buːdæn/ Verb

English
have_to
한국어
-아/어야 하다

Example

  • باید زودتر حرکت کنیم تا به قطار برسیم. [باید / لازم است / مجبوریم]
  • We have to leave early to catch the train.
  • «باید» رایج‌ترین و خنثی‌ترین شکل است.