دخالت /dexɒːlæt/ NounEnglishinterference한국어간섭Exampleآنها از دخالت خارجی در امور داخلی خود بیزارند.They resent foreign interference in their internal affairs.استفاده از 'دخالت' برای امور سیاسی و خانوادگی رایج است.