فوت کردن /fuːt kærˈdæn/ VerbEnglishblow한국어불다 / 날리다Exampleبه اندازهی کافی قوی «دمیدن» (فوت کردن / وزیدن / دمیدن) تا کاغذ جابهجا شود.You're not blowing hard enough to move the paper.دمیدن برای اعمال نیروی دهانی رایج است.