دقیق /dæˈghiːgh/ AdjectiveEnglishaccurate한국어정확하다Exampleاو شرحی «دقیق» از مظنون ارائه داد. (دقیق / صحیح / درست) — او یک توصیفِ بینقص از متهم داد.She gave an accurate description of the suspect.در اینجا «دقیق» بار معناییِ سنجشپذیری دارد.