در اصل /dær æsl/ Adverb
- English
- basically
- 한국어
- 사실상
Example
- فکر میکنم ما در اصل داریم حرف یکسانی میزنیم. [در اصل / اساساً / به طور خلاصه] — از: حرف یکسانی زدن
- I think we are basically saying the same thing.
- استفاده از «در اصل» لحنی صمیمیتر و کمتر خشک دارد.