در طول /dær tuːl/ PrepositionEnglishduring한국어~동안Exampleاو در طولِ (در جریانِ / در مدتِ) بحران آرام ماند.She stayed calm during the crisis.در فارسی، «در طولِ» برای بازههای زمانی طولانیتر رایج است.